|
پاسدار جبهه جنگ نرم
|
||
|
موج پر جوشم من از دریا نمی گیرم کنار |
انتخابات ریاست جمهوری صحنه بوجود آمدن شرایطی خاص برای بودن یا نبودن احزاب و جریان ها در صحنه اجرائیات کشور است. برخی مستقیم دستی بر آتش دارند و عده ای نیز به اقتضائیات خاص تنها به بازیگردانی و کاتالیز کردن صحنه وتغییر آن به نفع خود می باشند.
تمثیلی از مورد آخر را تنها در شخص هاشمی رفسنجایی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام می بینیم. آیت الله داستان انتخاباتی ما همیشه یک سر این صحنه سیاسی را به خود اختصاص داده و درصدد گرفتن قدرت بیشتر در نظام است، هرچند که این هدف را همیشه نقض می کند ولی در نهایت انگشتان مشت کرده اش باز می شود و همه محتوای آن بر ملا می گردد.
هاشمي سابقه پرفراز و نشيبي با اصلاح طلبان دارد. قبل از 76 هاشمي با حمايت پنهان و آشکار خود به بر سر کار آمدن آنها کمک کرد. اشاره او و دستور او به کارگزاران سازندگي باعث شد که اين حزب در 76 با جرياني که بعدها اصلاح طلبان را ايجاد کرد هم پيمان و شريک انتخاباتي شود. به نحوي که مرعشي از نزديکان هاشمي در حزب کارگزاران سازندگي به صراحت بيان داشته است که 6 ماه قبل از انتخابات 76 به دستور هاشمي به حمايت از خاتمي پرداخته اند.
اما حملات بعد از 76 اصلاح طلبان به هاشمي نشان داد که هاشمي درک صحيحي از اصلاح طلبان و اصلاح طلبي نداشته است و آنها با حربه حمله به او به دنبال کسب موفقيت در انتخاباتهاي آتي هستند به حدي که در انتخابات مجلس ششم هاشمي سيبل اصلي حملات اصلاح طلبان شد.
تاريخ در دوران اوج اصلاح طلبان متوقف نشد و روزي آمد که اصلاح طلبان در سال 84 پشيمان از حمله به هاشمي و از دست دادن فرصت او، به نحوي پراکنده و غير منسجم به حمايت از او رو آوردند. اما حمايت 84 هنگامي کامل شد که هاشمي به دور دوم در برابر محمود احمدي نژاد رسيده بود. البته احمدي نژاد نيز از دوقطبي سازي فضا و حمله به هاشمي بهره ميبرد اما اصلاح طلبان اکنون حربه سابق خود را ناکارآمد ميديدند و به حمايت از هاشمي رو آورده بودند.
سال 84 بعد از 8 سال در راس بودن و 8 سال دستی از دور بر آتش داشتن، زندگی سیاسی خود را که چیزی جزء بقای قدرت و مقام ، فاصله از رهبری ، یکه تازی در عرصه دیپلماسی کشور و رابطه با کشورهایی که مورد نهی مستقیم حضرت امام(ره) بودند، نبود را گذراند. سال 84 شرایط طوری رقم خورد که این کهنسال عرصه زورآزمایی و قدرت نمایی سیاسی چاره ای جزء ورود مستقیم به انتخابات ندید. ولی اشکها و خاطرات زندان رفته اش نیز نتوانست سرپوشی بر اهداف 16 ساله اش نهد و سرانجام تن به شکستی داد که تصورش برای وی قدری محال بود ولی واقعیت را پذیرفت. ولی دستان وامانده از تصاحب کرسی قوه مجریه باز نماند و همه توان خود را برای انتخابات 88 قرار داد تا اینبار در کسوت بازیگردانی و مهندسی انتخابات ، منجر به بیرون آوردن فردی از دل انتخابات شود که جولانگاه تفکرات هاشمی در صحنه دولت گردانی باشد. چینش گزینهها با درایت خاص انجام می گرفت که حتی برای خاتمی هم درصفحه شطرنج خود جای نجست و وی را گزینه ایده آل ندانست و روبه سوی میرحسین موسوی نمود و با برآوردی که در ذهن داشت او را خروجی احتمالی صندوق های رای 88 می دانست که این معادله هم بی جواب یا بهتر بگوییم با شکستی روبه رو شد.
تحمل شکست 4 سال تفکر و تلاش برای هاشمی سخت بود و لذا او را بر آن داشت تا کاتالیزوری در صحنه اعتراضات کاندیداها شود و شعلههای سرکش مخالفت با این انتخابات را از زبان حامیان و کاندیداها بشنود که با نماز جمعه آخر هاشمی و نامه بی سلام او به رهبری، آن روی سکه که همیشه از دید برخی پنهان بود رو شد و احتمال به ثمر رسیدن همه تلاشها و محقق شدن آرزوهای وی در اریکه تحقق محتملتر گشت که این بار هم با نافرجامی بد، فرزندان خود را نیز در این راه سوزاند و تنها آگاهی از چهره خود را برای همگان به نمایش گذاشت و گفتمان سوخته خود را که سالها با اصلاحطلبان گره خورده بود را در ذهن مردم میراند و دشورای ادامه راه برایش بسیار سختر و صعب تر گشت.
اینک انتخابات 92 و یازدهمین دوره ریاست جمهوری که باز هم این مرد خستگیناپذیر صحنه مهندسی انتخابات را به جنبش و تکاپو واداشته ولی این بار قدری محتاطتر و استراتژیکتر قدمهای خود را برداشته است. نقطه مرجع استراتژیک را در اختلاف بین دولت و اصولگرایان می بیند. این دید او را به فکر تطهیر و ناجی و حماسه ساز نشان دادن خود واداشته و از سویی هم صفحه شطرنج خود را پهن نموده است و در بین مهرههای این صفحه هم اصولگرا می بینیم هم اصلاح طلب. برخی این گونه می پندارند که هاشمي با بازسازي يک جريان اصلاحات جديد به عرصه انتخابات آتي رياستجمهوري وارد ميشود. از نظر اين عده هاشمي خواهد کوشيد تا جريان اصلاحات جديد از برخي عناصر تندروي خارج از نظام زدوده شود و غلبه جريان کارگزاران سازندگي بر اين اصلاح طلبي جديد قوت يابد.
در اين ميان برخي از تحليلگران اصلاح طلب از هاشمي به عنوان کاتاليزوري براي بازسازي اصلاحات و بازگشت آنها به عرصه سياست کشور سخن ميگويند (1) و عده ای نیز وی را شاه ماهی انتخابات تلقی کنند.[2] اما درايت سياسي حکم ميکند که نپذيريم هاشمي فقط در حد يک کاتاليزور باقي بماند و نقشي در اين واکنش شيميايي به خود اختصاص ندهد و فقط تسريع کننده واکنش باشد و در محصول نهايي حضوري نداشته باشد. اين تصور، تصوري خام و مبتني بر ساده پنداشتن شخص هاشمي و ناديده گرفتن سابقه و پيچيدگيهاي سياسي او است. اگر هاشمي در يک فرايند شيميايي کلان مانند بازسازي اصلاحات حضور داشته باشد به طور قطع بخش قابل توجهي از محصول نهايي با برچسبي از او خواهد بود که قابل انفکاک از وي نباشد. شايد همين امر است که باعث شده است .
باید گفت که این بار راه مهندسی انتخابات کمی برای هاشمی مشکل است چرا که با وجود ظاهری متفقانه وی با اصلاحطلبان ولی در پشت صحنه رقابتی-بخوانید اختلاف- بین وی و این جریان مشاهده می شود که گاهی اختلافات بر سر کاندیداهای مورد نظر ریشهای میشود و از سویی هم اصلاح طلبان خودرای و بی توجه به سران اصلاحات نیز قوزی بالای قوز مهندسی انتخابات برای هاشمی بوجود آورده است. باید نشست و دید که این بار آیت الله چگونه می خواهد آرایش مهره ای خود را انجام دهد.در نهایت اینکه هاشمی در صحنه عمل مردم محور بودن انتخابات را فراموش نموده است و لایههای اجتماعی امروز را به نحو احسن واکاوی ننموده است و همین امر باعث شکست وی در این شرایط می گردد.
پی نوشت:
[1]. http://aftaberey.com/?p=12889
[2]. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/169651/
منبع: nazariian.blogfa.com
دختر شهید آوینی در گفت گو اخیر خود با روزنامه"شرق(+)" که به مناسبت سالروز شهادت ایشان انجام شد بود، گفته بود که: شخصیت پدرم را تکه تکه کرده اند!!!!!!!!!!!!!!!!
در جواب باید گفت در این نظام و این کشور اسلامی بعد از جنگ اینقدر که از شهید بزرگوار سخن به میان آمد و برنامه های رسانه ملی بدان اختصاص داده شد برای کمتر شهیدی اینکار شد.لقب" سید شهیدان اهل قلم" بر وی نهاده شد و او را برای نسل های آینده انقلاب آنقدر آشنا نمودند که کمتر کسی هست که آوینی را نشناسد. عشق بچه های بسیج جملات قصار ایشان است. همه مراسم های مربوط به شهیدان را با صدای حزن آگین شهید آغاز می نماید. برای جه کسی و کجا چنین نمودنه اند...
متاسفانه برخی (که شامل خانواده شهید نیز می شود)شخصیت فرهنگی شهید را با سیاست اپوزیسیونی خود و طلبکارانه گره زده اند که همین باعث حرص و آز و موضعگیری غیرمنطقی می شود.
انشالله که بعد از این شاهد چنین بی حرمتی هایی نسبت به مقام شامخ شهیدان نشویم. این شهیدان، نظام جمهوری اسلامی را با همه وجود خود دریافتند و در پی حفظ و صیانت از آن با وجود برخی کاستی ها و مصائب جانانه ایستادند. از سویی این شهیدان به قصد قربت رفتند و رضایت الهی تنها هدف و آرزویشان بود ولی برخی قصد ایجاد پلکان هایی از خون این شهیدان دارند که چون محقق نمی شود، زبان مخالفت با همه ارکان نظام را شروع می کنند و قصد ضربه زدن و تهیه خوراک برای دشمنان قسم خورده دارند
در ادامه مطلب کیلیپ صوتی بیاتان مقام معظم رهبری در وصف شهید آوینی آورده شده است،
لطفا برای دانلود" ادامه مطلب" را کلیک کنید
تنها عکسی که از سد کرخه شد بگیریم.سال های پیش روی سد هم می بردند ولی نمی دانم چرا امسال نبردند.شاید وقت نبود!
اولین منطقه عملیاتی که رفتیم فتح المبین بود.با شنیدن فتح المبین یاد دیدار سه سال پیش آقا با کاروان های راهیان نور در فتح المبین می افتم که ما هم حضور داشتیم.
مقبره شهدای گمنام در منطقه فتح المبین که بسیاز زیبا طراحی شده بود و روایت گری حاج حسین یکتا در مورد شهید همت هم بر زیبایی فضا افزوده بود.
بعد از عبور از رمل ها و قتلگاه شهید آوینی به قتلگاه شهدای فکه رسیدیم و آنجا روحانی کاروان روضه دلنشینی را خواندند جای همه شما دوستان خالی بود.
عکسی از جمکرات بر بلندی های پادگان میشداغ خودنمایی می کند.برنامه رزم شبانه امسال میشداغ مفصل تر از سالهای پیش بود البته با بار معنوی بسیار خوب
سرگرم کردن کودکان توسط خادمین شهدا در هویزه تا بزرگترهایشان بتوانند با خیالی راحت به زیارت شهدا بپردازند.
پادگان حمید و دختربچه ای که در طول سفر بارها با شیرین زبانیش موجب شادی بچه ها شد و عاشق نوحه های میثم مطیعی بود.
وقتی به اروند کنار می روید و روایت عملیات های فوق العاده رزمندگان را برای شما می گویند سرشار از غرور ملی می شوید.
روایت گری یکی از رزمندگان دفاع مقدس که بسیار زیبا و دلنشین صحبت می کرد و دلش پر بود از بنیاد شهید و…
|
|