پاسدار جبهه جنگ نرم
 
 
موج پر جوشم من از دریا نمی گیرم کنار
 

آسمان غرق خیال است کجایی آقا ؟ / آخرین ساعات سال است کجایی آقا ؟

یک نفس عاشق اگر بود زمین میفهمید / عاشقی بی تو محال است کجایی آقا ؟

اللهم عجل الولیک الفرج


 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 1:35  توسط روح ا... م  | 
جهت اطلاع عرض می کنم که لباس لنجی در سپاه نوعی لباس است که به لباس کماندویی یا رزم معروف است و معمولا کسانی از آن استفاده می کنند که آماده باش رزم و مبارزه باشند.

سردار عظیم اشان سپاه اسلام حاج علی فضلی(بخوانید شهید حاج علی فضلی) در دیدارهایی که در محضر حضرت آقا حاضر می شوند همیشه با پوشیدن لباس رزم می باشد.

این نشانه ی این است که آقا همیشه آماده دفاع از حریم ولایت و ارزشهای اسلام و انقلاب هستیم.

حاج علی با این کارت بیش از این ما را شرمنده نکن

حاج علی ما مثل شما نیستیم و نخواهیم بود

حاج علی دعا کن که ما هم بیاییم تو خط و شعار ندیم

حاج علی انشالله شهید شی...


برچسب‌ها: سردار پاسدار حاج علی فضلی, سپاه پاسداران, مقام معظم رهبری
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ساعت 23:19  توسط روح ا... م  | 

برچسب‌ها: شهید حاج محمد ابراهیم همت
 |+| نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 14:11  توسط روح ا... م  | 
مدتی است که تخریب چهره نهاد انقلابی ای چون سپاه پاسداران به یک رویه معمول در رسانه های دولتی تبدیل شده است به طوری که سران این نهاد مهم انقلابی بارها مورد انتقاد جریان انحرافی بوده است.
از آنجایی که بدل تمام فنون حلقه انحراف توسط سپاه پاسداران به اجرا در آمده و آنگونه که می بایست اعضای این حلقه نتوانسته اند به اهداف خود نایل گردند لذا بر آن شده اند که با گرفتن خط قوی در تخریب رسانه ای این نها د انقلابی و برخی مسئولان آن، از خود چهره ای مثبت نشان دهند.
این درحالی است که سابق بر این اصلاح طلبان نیز در این زمینه به مغلطه پردازی پرداخته اند و کلیت سپاه پاسداران را زیر سوال ببرند و به نظر می رسد که هر دو در راستای رسیدن به یک هدف تلاش می کنند چرا که سپاه در مقابل انحراف هر دو گروه به نحو احسنت ایستاده است.

سپاه افزون بر حضور نظامی در جبهههای جنگ تحمیلی در داخل کشور با پشتیبانی حضرت امام(ره) توانست کارنامهی درخشانی در ریشه کن سازی فتنههایی همچون غائلهی «شریعتمداری» و «خلق مسلمان» در آذربایجان، براندازی حزب توده، شناسایی و مقابله با گروهک مجاهدین خلق و دهها توطئهی دیگر از جمله کودتاها (کودتای نوژه، کودتای قطب زاده و...) همچنین نقش پر رنگ در تسخیر لانهی جاسوسی آمریکا در تهران و ... از خود نشان دهد و با تقدیم شهدا و جانبازان بسیاری از اسلام و انقلاب پاسداری نماید.
مبارزه با فتنهها و شرارتهایی که بعضاً با صبغهی سیاسی - که هنوز از فازهای سیاسی و اطلاعاتی خروج نکرده بودند - نه تنها مورد مخالفت حضرت امام(ره) نبوده، بلکه جزو وظایف و ماهیت ذاتی سپاه پاسداران در دفاع از تمامیت انقلاب اسلامی به شمار آمده و تحسین، تقدیر و خرسندی رهبر کبیر انقلاب را در پی داشته است تا جایی که ایشان میفرمایند: «من از سپاه راضی هستم و به هیچ ‏وجه نظرم از شما بر نمی‏گردد. اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی می‏دارم. چشم من به شماست. شما هیچ سابقه‏ای جز سابقهی اسلامی ندارید.»، «من به طور جد و اکید میگویم که انقلاب و جمهوری اسلامی و نهاد مقدس سپاه پاسداران اسلامی به حق از بزرگترین سنگرهای دفاع از ارزشهای الهی نظام ما بوده و خواهد بود.»[4]
امام(ره) مکرر مقابله با توطئههای رسانهای و اطلاعاتی گروههای سیاسی معارض را حاصل فداکاری سپاه میداند و خطاب به اعضاى اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، باز گذاشتن دست کسانى که قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارند، خیانت میخواند: «جمهورى اسلامى از اول که پیروز شد آزادى را به طور مطلق به همهی طوایف داد، نه تنها هیچ روزنامهاى تعطیل نشد بلکه هر گروهى و حزبى به کارهاى خود مشغول بودند و بعضى از گروهها که ناشناخته بودند، از طرف دولت به کار گمارده شدند. لیکن به تدریج فهمیده شد که اینها یا توطئه گرند یا جاسوسى مىکنند. از طرف دیگر نمىشد که انقلاب را رها کنیم، نه اسلام اجازه مىداد و نه عقل که یک دسته از عنوان دولت یا غیردولت براى سرنگونى جمهورى اسلامى سوء استفاده نموده و یا جاسوسى کنند و ما ساکت باشیم. با این مقدار فداکارى که شما و دوستان انجام دادهاید، باز گذاشتن دست کسانى که قصد توطئه نسبت به اسلام و ملت را دارنـد خـیانت است ... بحمدالله شما با کمال دقت مراقبت نمودید تا آنها را خوب شناختید و اقدام لازم را نمودید. اینان مثل منافقین و همهی گنهکاران باید محاکمه شوند و به جزاى اعمالشان برسند.» (1/6/62)
و یا آنجا که خطاب به تودهایها بر نقش قوای نظامی و انتظامی در عقیم ماندن آمال روشنفکران وابسته به بیگانه مهر تأیید میزنند: «شما چند نفر چه مىگویید، شما چند نفر روشنفکر به اصطلاح خودتان که مىخواهید کمونیسم را در ایران تقویت بکنید یـا چند نفر دیگرى که مىخواهید به خیال خودتان آمریکا باز گردد، من به شما عرض مىکنم تا شما زندهاید آمریکا بر نمىگردد، شوروى هم بر نمىگردد. در نسلهاى آینده، اگر ملتها در نسلهاى آینده به همین روش حرکت کنند و روحانیون در همه جا حاضر باشند و مردم در صحنه باشند و قواى نظامى و انتظامى، قواى نظامى و انتظامى اسلام باشد، این در طول تاریخ هم انشاءالله نخواهد شد.»[5]
بنابراین، کلام امام خمینی(ره) دربارهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نشان از نگاه عمیق و چند بعدی بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی به این نهاد دارد. بر این اساس تفاوت ماهوی بین سپاه و دیگر نیروهای مسلح، رسالت و مأموریت سنگینتر سپاه از دیگران است و آن اینکه افزون بر مسؤولیت نظامی مشترک سپاه با ارتش، به عنوان بازوان توانمند ولایت و رهبری، سپاه بایستی آمادهی پاسداری از حاکمیت جمهوری اسلامی در «تمامی عرصههای مورد نیاز» و نه صرفاً نظامی باشد.
بر این اساس، هر گروهی در هر دولتی یا در هر کدام از طیفهای سیاسی بخواهد اقدامی برضد انقلاب اسلامی انجام دهد، سپاه باید به مقابله با آن بپردازد و زمانی که یک جریان برانداز در میان گروههای داخل نظام شکل میگیرد، برخورد با آن دیگر در چارچوب دخالت منع شده توسط امام(ره) نمیگنجد و سپاه موظف است با آن گروه برانداز همچون نیروی خارجی متجاوز برخورد کند. چه آنکه این گروه به ظاهر داخلی، از راه مبارزات سیاسی و آن نیروی خارجی از راه تجاوز نظامی، هر دو هدف یکسان براندازی نظام جمهوری اسلامی را دنبال میکنند. در چنین شرایطی سپاه نمیتواند به بهانهی دخالت نکردن در سیاست نظارهگر بیطرف حمله به مواضع و دستآوردهای سیاسی نظام باشد بلکه مطابق قانون اساسی وظیفه دارد از دستآوردهای نظام دفاع کند.
در یک کلام، امام بارها در بیانات خویش به صراحت از نقش ویژهی سپاه در رها نکردن انقلاب و اسلام و دفع توطئههای سیاسی و مراقبت و شناسایی این گروهها تجلیل کردهاند. تجدیدنظرطلبان، آگاهانه بیانات امام را پاره پاره میکنند و در حافظهی تاریخی خود سیرهی عملی ایشان را نادیده میانگارند و تنها با استفادهی ابزاری به آن بخش از کلام ایشان که با منافع آنها تقابلی ندارد، بسنده میکنند.
لابد بنابر منطق مضحک دگراندیشان، سپاه نباید در خنثی کردن این «امور سیاسی» دخالت میکرده و اجازه میداده است تا جریانهای معارض بدون هیچ مانعی به توطئههای خود برضد انقلاب اسلامی بپردازند و لابد حضرت امام(ره) نیز از باب تسامح به تحسین و تمجید پاسداران پرداختهاند و منظور دیگری داشتهاند!
بنا بر آنچه گفته شد، سیرهی امام(ره) عاری از فعالیتهای با رنگ و بوی سیاسی پاسداران نبوده و آنجا که انقلاب اسلامی به هر شکل و سیاقی اعم از نظامی، امنیتی، سیاسی، اطلاعاتی و... در مخاطره افتاده، وظیفهی سپاه مقابله و پاسداری با تمام توان بوده است.
وظایفی که به روشنی در محدودهی تنگ «ضابط قضایی بودن» آن منحصر نشده و هرگونه توطئه برضد انقلاب را با دست باز خنثی نموده است. وظیفهای که اگر سپاه یک لحظه در انجام آن کوتاهی کرده بود، بدون تردید در حفاظت و پاسداری از انقلاب اسلامی قصوری نابخشودنی را مرتکب میشد.
نقش سپاه و روحیهی شهادت طلبی و شجاعت بینظیر پاسداران در مقابله با توطئههای یاد شده و مواجهه با دشمنان قسم خوردهی داخلی به گونهای بود که امام(ره) آن را مایهی اعجاب و تحیر دشمنان توصیف میفرمودند: «جوانان ارجمند و عزیز ما درجبهههای داخلی از عمق جنگهای وسیع تا بیغوله و پناهگاههای بزرگ منحرفان غافل از خدا، دموکرات و کومله تا منافقین و فدایی خلق و حزب خلق به اصطلاح مسلمان تا حزب توده و سایر گروهکهای کوچک و بزرگ را با فداکاریها و خداطلبیها آن چنان قلع و قمع کردند که دنیا را با همهی دشمنیها که با جمهوری اسلامی دارند، به اعجاب و تحیر درآوردند.»
 
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 10:50  توسط روح ا... م  | 


برچسب‌ها: سردار شهید حاج حسین خرازی
 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 14:12  توسط روح ا... م  | 
سلام بر سرداری که نه تنها خود، بلکه لشگرش هم نام اباعبدالله و مانند عباس بدون دست و علمدار خمینی بود، لبخند از لبش جدا نمی شد، در محرم  آمد و در محرم هم رفت.

سالروز شهادت حاج حسین خرازی، فرمانده دلاور لشگر ۱۴امام حسین(ع) گرامی باد.

خاطراتی از شهید حسین خرازی

جنگ را فراموش نکنی

حسین خرازی تصمیم به ازدواج گرفته بود و برای عمل به این سنت نبوی از مادر من مدد جست، او با مزاح به مادرم گفته بود كه: «من فقط 50 هزار تومان پول دارم و می‌خواهم با همین پول خانه و ماشین بخرم و زن هم بگیرم!» بالاخره مادرم پس از جستجوی بسیار، دختری مؤمنه را برایش در نظر گرفت و جلسه خواستگاری وی برقرار شد و آن دو به توافق رسیدند. او كه ایام زندگی‌اش را دائماً در جبهه سپری كرده بود اینك بانویی پارسا را به همسری برمی‌گزید. مراسم عقد آنها در حضور رهبر كبیر انقلاب امام خمینی (ره) برگزار شد. لباس دامادی او پیراهن سبز سپاه بود. دوستانش به میمنت آن شب فرخنده یك قبضه تیربار گرنیوف را به همراه 30 فشنگ، كادو كرده و به وی هدیه دادند و بر روی آن چنین نوشتند: «جنگ را فراموش نكنی!» فردا صبح حسین تیربار را به پادگان بازگرداند و به اسلحه‌خانه تحویل داد و با تكیه بر وجود شیرزنی كه شریك زندگی او شده بود به جبهه بازگشت.

عشق عاقل

در عملیات خیبر، دشمن منطقه را با انواع و اقسام جنگ افزارها و بمبهای شیمیایی مورد حمله قرار داده بود. حسین در اوج درگیری به محلی رسید كه دشمن آتش بسیار زیادی روی آن نقطه می‌ریخت. او به یاری رزمندگان شتافت كه ناگهان خمپاره‌ای در كنارش به فریاد نشست و او را از جا كند و با ورود جراحتی عمیق بر پیكر خسته‌اش، دست راست او قطع گردید. در آن غوغای وانفسا، همهمه‌ای بر پا شد. «خرازی مجروح شده! امیدی بر زنده ماندنش نیست.» همه چیز مهیا گردید و پیكر زخم خورده او به بیمارستان یزد انتقال یافت. پس از بهبودی، رازی را برای مادرش بازگو كرد كه هرگز به كس دیگری نگفت: «حالم هر لحظه وخیمتر می‌شد تا اینكه یك شب، بین خواب و بیداری، یكی از ملائك مقرب درگاه الهی به سراغم آمد و پرسید: «حسین! آیا آماده رفتن هستی، یا قصد زنده ماندن داری؟» من گفتم: «فعلاً میل ماندن دارم تا با آخرین توان، به مبارزه در راه دین خدا ادامه دهم.» به همین جهت او تا لحظه آخر، عنان اختیار بر گرفت و هرگز از وظیفه‌اش غافل نماند.

دعوت پرفیض

حسین دو روز قبل از شهادتش گفت: «خودم را برای شهید شدن كاملاً آماده كرده‌ام.» او كه روحی متلاطم از عشق خدمت به سربازان اسلام داشت وقتی متوجه شد ماشین غذای رزمندگان خط مقدم در بین راه مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته است به شدت ناراحت شد و با بیسیم از مسئولین تداركات خواست تا هر چه زودتر، ماشین دیگری بفرستند و نتیجه را به او اطلاع دهند. پس از گذشت چند ساعتی ماشین جلوی سنگر ایستاد و حاج حسین در حالی كه دشمن منطقه را گلوله باران می‌كرد برای بررسی وضعیت ماشین از سنگر خارج شد. یكی از تخریب‌چی‌ها در حال مصاحفه با او می‌خواست پیشانی‌اش را ببوسد كه ناگهان قامت چون سرو حسین بر زمین افتاد. اصلاً باورم نمی‌شد حتی متوجه خمپاره‌ای كه آنجا در كنارمان به زمین خورد، نشدم. بلافاصله سر را بلند كردم. تركشهای موثر و درشتی به سر و گردن او اصابت كرده بود. هشتم اسفند سال 1365 بود و حاج حسین از زمین به سوی آسمان پركشید و پیشانی او جایگاه بوسه عرشیان گشت

آخرین دیدار

در مدت جنگ من و پسرم 2 همرزم بودیم. حسین فرمانده لشگر بود و من اغلب به امور تداركاتی و امدادگری می‌پرداختم. اول اسفند سال 1365 به بیمارستان شهید بقایی اهواز آمد و در حالی كه با همان یك دست رانندگی می‌كرد در حین گشت داخل شهر، شروع به صحبت كرد: «بابا من از شما خیلی ممنونم چون همه از شما راضی هستند به خصوص رییس بیمارستان، مرحبا بابا، سرافرازم كردی.» من كه سربازی در خدمت اسلام بودم گفتم: «هر چه انجام داده‌ام وظیفه‌ای در راه نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده، كار من در مقابل این خدمت و فداكاری كه تو انجام می‌دهی، هیچ است و اصلاً قابل مقایسه نیست.» این آخرین دیدار ما بود و سالهاست كه مشام جان من از عطر خوش صحبتهای حسین در آن روز معطر است

راننده قایق

یك روز قرار بود تعدادی از نیروهای لشگر امام حسین (ع) با قایق به آن سوی اروند بروند. حاج حسین به قصد بازدید از وضع نیروهای آن سوی آب، تنهایی و به طور ناشناس در میان یكی از قایقها نشست و منتظر دیگران بود. چند نفر بسیجی جوان كه او را نمی‌شناختند سوار شده، به او گفتند: «برادر خدا خیرت بدهد ممكن است خواهش كنیم ما را زودتر به آن طرف آب برسانی كه خیلی كار داریم.» حاج حسین بدون اینكه چیزی بگوید پشت سكان نشست، موتور را حركت داد. كمی‌ جلوتر بدون اینكه صورتش را برگرداند سر صحبت را باز كرد و گفت: «الان كه من و شما توی این قایق نشسته‌ایم و عرق می‌ریزیم، فكر نمی‌كنید فرمانده لشگر كجاست و چه كار می‌كند؟» با آنكه جوابی نشنید، ادامه داد: «من مطمئنم او با یك زیرپوش، راحت داخل دفترش جلوی كولر نشسته و مشغول نوشیدن یك نوشابه تگری است! فكر می‌كنید غیر از این است؟» قیافه بسیجی بغل دستی او تغییر كرد و با نگاه اعتراض‌آمیزی گفت: «اخوی حرف خودت را بزن». حاج حسین به این زودی‌ها حاضر به عقب‌نشینی نبود و ادامه داد. بسیجی هم حرفش را تكرار كرد تا اینكه عصبانی شد و گفت: «اخوی به تو گفتم كه حرف خودت را بزن، حواست جمع باشه كه بیش از این پشت سر فرمانده لشگر ما صحبت نكنی اگر یك كلمه دیگر غیبت كنی، دست و پایت را می‌گیرم و از همین جا وسط آب پرتت می‌كنم.» و حاج حسین چیزی نگفت. او می‌خواست در میان بسیجی باشد و از درد دلشان با خبر شود و اینچنین خود را به دست قضاوت سپرد

 

حضور در جبهه

قلب جبهه‌های غرب و جنوب از ابتدا در حضور عاشقانه او می‌تپید و جبهه مجذوب تكاپوی خالصانه‌اش، برگی زرین از آغاز تا انتها را نقش داد.

 

نام عملیات

تاریخ عملیات

مسوولیت شهید

1

 ثامن الائمه 05 /07/1360  

فرماندهی محور

2

 طریق القدس 08 /09/1360  

فرماندهی محور

3

 فتح المبین 02 /01/1361  

فرماندهی تیپ امام حسین (ع)

4

 بیت المقدس 10 /02/1361  

فرماندهی تیپ امام حسین (ع)

5

 رمضان 23 /04/1361  

معاونت عملیات سپاه سوم

6

 محرم 10 /08/1361  

معاونت عملیات سپاه سوم

7

 والفجر مقدماتی 17 /11/1361  

معاونت عملیات سپاه سوم

8

 والفجر 1 21 /01/1362  

معاونت عملیات سپاه سوم

9

 والفجر 2 29/04/1362  

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

10

 والفجر 3 07/05/1362  

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

11

 والفجر 4 27/07/1362  

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

12

 خیبر 03/12/1362  

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

13

 بدر 19/12/1363  

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

14

 والفجر 8 20/11/1364  

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

15

 کربلای 4 03/10/1365  

فرمانده لشگر امام حسین (ع)


برچسب‌ها: سردار شهید حاج حسین خرازی, لشگر14 امام حسین, ع
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 19:12  توسط روح ا... م  | 
شهید حسن شاطری رئیس ستاد بازسازی ایران در لبنان از رزمندگان نامی یگان مهندسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هشت سال دفاع مقدس بود که با تمام وجود در امور مهندسی جنگ، راه‌سازی و جاده‌سازی در مناطق جنگی فعالیت داشت.

این شهید بزگوار پس از جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان، در جنوب این کشور مسئولیت هیأت ایرانی بازسازی جنوب لبنان را برعهده داشت و در طول این چند سال خدات بسیاری را در عمران و آبادانی مناطق جنگ زده لبنان از خود بر جای گذاشت.

یکی از خدمات عمرانی سردار شهید حسن شاطری که شاید بتوان آن را یکی از پروژه های ماندگار جمهوری اسلامی ایران در لبنان دانست ساخت پارک تفریحی ایران در نقطه صفر مرزی لبنان است که با هدف شناخت کودکان و جوانان لبنانی با شخصیت های اسوه و بزرگان انقلاب اسلامی ایران ساخته شده است.


(شهید شاطری در افتتاحیه پارک ایران در لبنان)

این پارک در منطقه مارون الرأس یکی از روستاهای جنوبی لبنان با هدف معرفی فرهنگ غنی ایران اسلامی و ترویج آن، اقداماتی نظیر احداث تعدادی استراحتگاه به تعداد استانهای کشورمان ایران و به نام آن استان ها انجام داده است.

مسجد این پارک به شکل قدس شریف ساخته شده تا خاری باشد در چشم صهیونیست‌هایی که چند متر آن طرف‌تر در شهرک‌های اشغالی در حال رفت و آمدند. زمین فوتبال، پینت بال و ... از دیگر امکانات موجود در این پارک است.

مارون الرأس به لحاظ موقعیت استراتژیک خود و نزدیکی که با مرزهای فلسطین اشغالی دارد، اولین منطقه ای بود که در جنگ ۳۳ روزه مورد طمع صهیونیست‌ها قرار گرفت، اما حملات متعدد به این روستای کوچک با مقاومت جانانه حزب‌الله و ساکنان منطقه مواجه شد و کابوس‌های وحشتناکی را برای نظامیان صهیونیست رقم زد.










(تصاویر خبر متعلق به خبرگزاری ابنا می باشد)

برچسب‌ها: سردار شهید حسن شاطری, قدس شریف, لبنان, حزب الله
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ساعت 21:3  توسط روح ا... م  | 
  بالا